یکشنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۹

46

رفتم اتاق فلان معاون یه امضا بگیرم؛ خانم منشی یه دسته کلید از توی کشو درآورد در اتاق آقای معاون رو از بیرون قفل کرد. بعد برگشت رو به ما و با لبخند گفت: منتظر باشید.

نمی دونم چرا یاد این بیت افتادم:

منو تو آغوشت بگیر خدا، می خوام بخوابم...

هیچ نظری موجود نیست: